متن لایحه تجدید نظر خواهی کیفری

متن لایحه تجدید نظر خواهی کیفری

فهرست تیتر های مطلب :

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری یکی از مهم‌ترین ابزارهای دفاعی برای اصلاح اشتباهات احتمالی در احکام بدوی است.

بسیاری از محکومان تنها با تنظیم درست یک لایحه، امکان بازگشت پرونده و کاهش یا نقض حکم را به دست می‌آورند. در این میان، نقش وکیل متخصص لایحه‌نویسی مانند آقای رسول خیابانی که سال‌ها در تنظیم متن لایحه تجدیدنظر فعالیت داشته، نقشی تعیین‌کننده در احقاق حق دارد

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری چیست

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری نوشته‌ای قانونی است که متهم، محکوم‌علیه یا وکیل او طی آن دلایل و مستندات اعتراض خود به رأی بدوی را ارائه می‌دهد.

این لایحه باید شامل ایرادات ماهوی، شکلی، قانونی و برخلاف مقررات بودن رأی باشد.

این لایحه باید به‌گونه‌ای نوشته شود که قابلیت اقناع قاضی تجدیدنظر را داشته باشد؛ موضوعی که تنها با تسلط به قانون، آیین دادرسی کیفری و اصول نگارش حقوقی امکان‌پذیر است.

اهمیت نگارش حرفه‌ای

یکی از موارد پرجستجو در فضای حقوقی عبارت‌های زیر است:

  • متن لایحه تجدیدنظر
  • نمونه متن لایحه تجدیدنظر
  • نمونه متن لایحه تجدیدنظرخواهی
  • نمونه متن لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری

کاربران معمولاً به دنبال نمونه‌های استاندارد و قابل استناد هستند.

اما باید توجه داشت که لایحه تجدیدنظر قالب ثابت ندارد و باید متناسب با پرونده، ادله و نوع اتهام طراحی شود.
در بسیاری از پرونده‌ها مشاهده شده که استفاده از متن‌های آماده و غیرتخصصی موجب رد تجدیدنظر شده است.

نگارش تخصصی لایحه تجدید نظر

نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری رابطه نامشروع

شرح ماوقع

موکل اینجانب در پی شکایت شاکی خصوصی و تنظیم گزارش اولیه توسط مأموران، به اتهام رابطه نامشروع مادون زنا تحت تعقیب قرار گرفت.

علی‌رغم نبود هیچ فعل منافی عفت، هیچ‌گونه رفتار بدنی مجرمانه، اقرار، شهادت معتبر یا دلیل شرعی قانونی، شعبه بدوی صرفاً با تفسیر موسّع گزارش ضابطان، مبادرت به صدور حکم ۹۹ ضربه شلاق تعزیری نموده است.


با توجه به فقدان ارکان مادی و معنوی جرم و عدم انطباق عمل انتسابی با عناوین مواد ۶۳۷ و ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، موکل به دفتر اینجانب رسول خیابانی – وکیل پایه یک دادگستری و متخصص دعاوی کیفری مراجعه نمود و درخواست تجدیدنظرخواهی مطرح گردید.


 دادگاه تجدیدنظر استان تهران

سلام علیکم اینجانب رسول خیابانی به وکالت از موکل که در مقام محکوم علیه قرار گرفته است مراتب اعتراض قوی خویش را به شرح ذیل به دادنامه معترض عنه اعلام و تقاضای نقض آن را دارم:

  • دلایل، جهات و مستندات تجدیدنظرخواهی

۱. فقدان ادله اثباتی معتبر مطابق ماده ۱۶۰ قانون مجازات اسلامی

مطابق ماده مذکور، جرم تنها از طرق زیر اثبات می‌شود:
اقرار شهادت سوگند علم قاضی مبتنی بر قرائن و امارات معتبر و قانونی.
در پرونده حاضر:

  • هیچ اقراری وجود ندارد،
  • شاهد شرعی معرفی نشده،
  • هیچ علت موجهه‌ی علم قاضی احراز نشده است.

گزارش مأمورین صرفاً ناظر به «حضور دو نفر در یک محل» بوده و نه فعل منافی عفافی مشاهده شده و نه گزارش واجد اوصاف ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری است.
بنابراین رأی بدوی فاقد مستند قانونی برای اثبات جرم است.

۲. فقدان رکن مادی جرم – عدم ارائه هیچ رفتار منافی عفت مشمول ماده ۶۳۷

رابطه نامشروع مادون زنا، نیازمند فعل مثبت جسمانی و منافی عفت علنی یا مخفی است؛ نه صرف حضور یا گفت‌وگو. مطابق:

  • رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور در مشابهت،
  • نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه (متعدد)،
  • اصول تفسیری قوانین کیفری،

هیچ رفتاری که ظهور در «تماس بدنی یا اعمال خلاف عفت» داشته باشد، ارائه نشده است.
در فرض شک، اصل برائت حاکم است (اصل ۳۷ قانون اساسی).

۳. عدم احراز سوءنیت و فقدان عنصر معنوی جرم

برای تحقق جرم موضوع ماده ۶۳۷، وجود قصد لذت‌جویی جنسی شرط است.
هیچ دلیلی مبنی بر وجود انگیزه یا قصد مجرمانه ارائه نشده است.
گفت‌وگوی ساده، حضور همزمان در یک محل یا ارتباط کاری نمی‌تواند دالّ بر سوءنیت باشد.

۴. بی‌اعتباری گزارش ضابطان – عدم انطباق با مواد ۳۷، ۴۰، ۴۲ و ۹۹ قانون آیین دادرسی کیفری

گزارش ضابطان تنها زمانی معتبر است که:

  • مشاهدات شخصی،
  • دقیق،
  • بدون ابهام،
  • و مستند به اوضاع و احوال مشهود باشد.

اما در پرونده حاضر:

  • ضابطان هیچ فعل مجرمانه‌ای ندیده‌اند،
  • گزارش صرفاً مبتنی بر «حدس»، «گمان» و «قرائت ذهنی» است،
  • از صحنه خلاف عفت هیچ مستند تصویری یا مشاهداتی اخذ نشده،
  • اصل بی‌طرفی ضابطان رعایت نشده است.

بنابراین گزارش نه تنها منجر به علم قاضی نمی‌شود، بلکه مطابق  قانون مجازات اسلامی، در صورت تعارض یا ابهام، ساقط از حجیت است.

۵. تخلف دادگاه بدوی از اصول اساسی دادرسی کیفری

۵-۱. نقض اصل قانونی بودن جرم و مجازات

تفسیر موسّع رفتارهای مباح به عنوان جرم، خلاف:

  • اصل ۳۶ قانون اساسی،
  • رأی وحدت رویه و نظریه شورای نگهبان،
  • اصول مسلم فقه کیفری.

۵-۲. نقض اصل تفسیر مضیق به نفع متهم

دادگاه محترم با تردید در رفتار، آن را مجرمانه تفسیر کرده است؛ در حالی که قانونگذار چنین وسعتی را نپذیرفته است.

۵-۳. نقض ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری

قاضی مکلف است رأی را بر مبنای اقناع وجدانی با دلایل قانونی صادر کند.
پرونده فاقد هرگونه دلیل واجد ارزش اثباتی است.

۶. شخصیت‌سنجی مثبت موکل طبق مواد ۳۷ و ۳۸ قانون مجازات اسلامی

موکل فردی بدون سابقه، دارای موقعیت خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی است و رفتار وی هیچ نشانه‌ای از ارتکاب اعمال خلاف عفت ندارد.
حتی اگر فرض بر وقوع رفتار مبهم باشد، مجازات تعزیری نوع ثانوی مشمول تخفیف، تعلیق یا تبدیل است؛ نه صدور حداکثری.


نتیجه‌گیری و خواسته نهایی

با توجه به:

  • فقدان ادله اثباتی معتبر،
  • عدم تحقق ارکان مادی و معنوی جرم،
  • ضعف بنیان استدلالی دادنامه بدوی،
  • تعارض گزارشات با اصول دادرسی منصفانه،

صدور حکم محکومیت فاقد وجاهت قانونی بوده و مستحق نقض قطعی است.

لذا مستنداً به مواد ۴۲۶، ۴۵۵، ۴۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری و اصول مسلم حقوق کیفری، نقض دادنامه و صدور حکم برائت مطلق موکل مورد استدعاست.

با احترام
رسول خیابانی
وکیل پایه یک دادگستری


نتیجه در دادگاه تجدیدنظر 

دادگاه تجدیدنظر با پذیرش استدلال‌های وکیل تجدیدنظرخواه، دادنامه بدوی را:
به دلیل فقدان ادله معتبر و عدم احراز رکن مادی و معنوی جرم
نقض کرد و مستند به ماده ۴۵۵ قانون آیین دادرسی کیفری، حکم برائت کامل موکل را صادر نمود.

نقش وکیل متخصص در تنظیم لایحه تجدیدنظر

تنظیم لایحه تجدیدنظر نیازمند تجربه حقوقی، شناخت روش استدلال قضایی و تسلط بر رویه محاکم است.

آقای رسول خیابانی که از وکلای متخصص در تنظیم لایحه‌های کیفری است، بارها نشان داده که یک لایحه منسجم و اصولی می‌تواند حتی سخت‌ترین آرای محکومیت را در مرحله تجدیدنظر تغییر دهد.

به گفته بسیاری از موکلانی که از او مشاوره گرفته‌اند، نکته‌سنجی دقیق و شیوه استدلالی وی باعث شده لایحه‌ها بیشترین تأثیر را در متقاعد کردن دادگاه تجدیدنظر داشته باشند.

سرفصل‌های یک لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری

برای نگارش یک لایحه دقیق و اثرگذار، رعایت این ساختار ضروری است:

۱. مشخصات طرفین و دادنامه مورد اعتراض

در ابتدای لایحه باید شماره دادنامه، شعبه، تاریخ و نام تجدیدنظرخواه ذکر شود.

۲. بیان مختصر جریان پرونده

خلاصه‌ای از ماجرا و آنچه در مرحله بدوی رخ داده، بدون اضافه‌گویی.

۳. بیان ایرادات حکم

این بخش مهم‌ترین قسمت لایحه است و باید شامل موارد زیر باشد:

  • ایرادات قانونی
  • ایرادات شکلی و آیین دادرسی
  • نقض حقوق دفاعی متهم
  • عدم توجه دادگاه به دلایل ارائه شده
  • عدم علم قاضی یا اشتباه در استنباط

۴. استناد به مواد قانونی

یک لایحه تجدیدنظر حرفه‌ای باید حتماً شامل استناد دقیق به مواد قانونی باشد تا اعتبار حقوقی داشته باشد.

۵. نتیجه‌گیری و درخواست نقض رأی

در انتها باید به صورت روشن خواسته تجدیدنظرخواهی (نقض، اصلاح یا برائت) اعلام شود.

وکیل متخصص لایحه ‌نویسی

نمونه تجدیدنظرخواهی کیفری ضرب و جرح

شرح ماوقع

در پرونده حاضر، موکل اینجانب به اتهام ضرب و جرح عمدی و بر اساس شکایت شاکی خصوصی و گزارش اولیه پزشکی قانونی، توسط شعبه بدوی به ۱۲ ماه حبس تعزیری (حبس درجه شش) و پرداخت دیه مقرر محکوم شده است.

این رأی در حالی صادر شده که:

  • هیچ‌گونه دلیل اثباتی معتبر بر ارتکاب ضرب و جرح از سوی موکل ارائه نشده،
  • نظریه پزشکی قانونی ابهام‌آمیز، فاقد تعیین وسیله جرح و فاقد ارتباط سببیت قطعی با شخص موکل است،
  • گواهی شهود معرفی‌شده نیز تعارض، تردید و تناقض شدید دارد،
  • صحنه درگیری مبهم و فاقد امکان تشخیص دقیق عامل جرح بوده است.

موکل پس از صدور حکم سنگین حبس و دیه، جهت احقاق حق خود به آقای رسول خیابانی وکیل پایه یک دادگستری و متخصص دعاوی کیفری مراجعه نموده و درخواست تنظیم لایحه تجدیدنظرخواهی کرده است.


لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری به قلم رسول خیابانی وکیل پایه یک دادگستری

ریاست محترم دادگاه تجدیدنظر استان تهران
سلام علیکم اینجانب رسول خیابانی به وکالت از موکل که در مقام محکوم علیه قرار گرفته است مراتب اعتراض قوی خویش را به شرح ذیل به دادنامه معترض عنه اعلام و تقاضای نقض آن را دارم:

دلایل و جهات تجدیدنظرخواهی

۱. فقدان دلیل معتبر برای انتساب جرح انکار کامل رکن مادی جرم

مبنای محکومیت در رأی بدوی بر اساس:
۱) اظهارات کلی شاکی
۲) گواهی پزشکی قانونی
۳) گزارش انتظامی
قرار گرفته است.

در حالی که:

  • هیچ‌کس مشاهده مستقیمی از اینکه چه کسی ضربه را وارد کرده ندارد،
  • صحنه، درگیری جمعی بوده و شاکی در اظهارات خود چندین بار تغییر مضمون داده است،
  • گزارش ضابط، صرفاً «احتمال درگیری» را مطرح کرده و هیچ فعل مجرمانه‌ای را به موکل نسبت نداده است.

مطابق ماده ۱۶۰ قانون مجازات اسلامی، جرم باید از طریق اقرار، شهادت، علم قاضی یا قسامه ثابت شود.
در این پرونده هیچ‌کدام وجود ندارد.

۲. ضعف اساسی در نظریه پزشکی قانونی عدم احراز رابطه سببیت

نظریه پزشکی قانونی:

  • نوع جراحت،
  • وسیله ایراد جرح،
  • زمان دقیق وقوع جرح،
  • و ارتباط آن با متهم

را مشخص نکرده است.

چنین نظریه‌ای مطابق ماده 166 قانون آیین دادرسی کیفری، قاطع دعوا نیست و به‌تنهایی ارزش اثباتی ندارد.
در رویه قضایی، عدم تعیین وسیله و زمان جرح، سبب سقوط اعتبار نظریه کارشناسی می‌گردد.

۳. فقدان عنصر معنوی جرم عدم احراز عمد

جرم موضوع ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات نیازمند:

  • قصد ایراد ضرب،
  • یا لااقل علم و اراده در تحقق نتیجه
    است.

در پرونده حاضر:

  • هیچ انگیزه‌ای برای خصومت وجود نداشته،
  • موکل حتی در محل درگیری حضور مستمر نداشته،
  • هیچ شاهدی مبنی بر قصد یا نیت او وجود ندارد.

صرف وقوع جرح، دلیل بر عمد بودن آن نیست.

۴. عدم انطباق رفتار با ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی

ماده ۶۱۴ صرفاً زمانی قابل اعمال است که:

  • جرح موجب نقصان عضو، شکستگی، از کارافتادگی، نقص حواس یا صدمات مهم شده باشد،
  • یا جرح با چاقو، قمه و مانند آن باشد.

در این پرونده:

  • جرح شاکی سطحی و در حد خراشیدگی بوده،
  • هیچ آلت جرحی گزارش نشده،
  • هیچ رفتاری از موکل دالّ بر اخلال در نظم یا ایجاد ناامنی احراز نشده است.

بنابراین استناد دادگاه بدوی به ماده ۶۱۴ فاقد وجاهت قانونی است.

۵. ابهام، تعارض و تناقض در شهادت شهود شاکی

شهادت‌ها:

  • زمان وقوع را متفاوت بیان کرده‌اند،
  • شخص واردکننده ضربه را یک‌بار «نامشخص»، یک‌بار «احتمالی» و یک‌بار «ظاهراً همان فرد» معرفی کرده‌اند،
  • سه شاهد اصلاً در صحنه حضور نداشته‌اند.

طبق قانون آیین دادرسی کیفری، شهادت مشکوک و متعارض فاقد حجیت است.

۶. اصل برائت و تفسیر مضیق قوانین کیفری

مطابق اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی:

در جرایم مستوجب حد و تعزیر، شک و شبهه به‌نفع متهم تفسیر می‌شود.

در این پرونده، نه تنها شک وجود دارد، بلکه هیچ دلیل قطعی وجود ندارد.

۷. تخطی دادگاه بدوی از مواد ۴، ۲۱۱ و ۲۱۲ قانون آیین دادرسی کیفری

دادگاه باید رأی را بر اساس اقناع وجدانی مبتنی بر دلایل قانونی معتبر صادر کند.
حال آنکه دادنامه بدوی فاقد:

  • تحلیل دقیق دلایل،
  • تعیین میزان انتساب،
  • استدلال منطقی و حقوقی
    است.

این امر موجب بی‌اعتباری رأی است.


خواسته نهایی :

با توجه به مجموع ایرادات اساسی فوق، مستنداً به:
مواد ۴۵۵، ۴۵۸ و ۴۶۰ قانون آیین دادرسی کیفری
و اصول مسلم حقوق کیفری،

نقض دادنامه بدوی و صدور حکم برائت کامل موکل مورد استدعاست.

با احترام
رسول خیابانی
وکیل پایه یک دادگستری


نتیجه در دادگاه تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر با پذیرش دلایل ارائه شده، طی دادنامه صادره اعلام نمود:

  • دلایل ارائه‌شده برای انتساب ضرب و جرح کافی نیست،
  • رابطه سببیت بین متهم و جرح احراز نشده،
  • شهادت‌ها متعارض و اظهارات شاکی غیرقابل استناد است،
  • نظریه پزشکی قانونی فاقد ارزش اثباتی لازم است.

بر این اساس، دادگاه تجدیدنظر رأی بدوی را نقض و مستنداً به ماده ۴۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری، حکم برائت موکل را صادر نمود.

چرا لایحه تجدیدنظر می‌تواند حکم را تغییر دهد

زیرا دادگاه تجدیدنظر برخلاف تصور عمومی، مرجع رسیدگی ماهوی است و می‌تواند:

  • رأی را نقض کند
  • حکم را اصلاح کند
  • مجازات را تخفیف دهد
  • حتی حکم برائت صادر کند

بنابراین هرچه لایحه دقیق‌تر و مستدل‌تر باشد، شانس موفقیت پرونده بیشتر خواهد بود.

اشتباهات رایج در تنظیم لایحه تجدیدنظر

وکلای حرفه‌ای مانند رسول خیابانی بارها دیده‌اند که افراد در لایحه‌نویسی این اشتباهات را تکرار می‌کنند:

  • نوشتن لایحه طولانی و غیرمستدل
  • عدم ارائه مدارک جدید
  • تکرار دفاعیات مرحله بدوی
  • نداشتن استناد قانونی
  • حمله به شخصیت قاضی یا نهادها

این موارد باعث رد لایحه و از بین رفتن فرصت تجدیدنظر می‌شود.

سخن پایانی

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری ابزاری حیاتی برای تغییر رأی و دفاع از حقوق متهم است. استفاده از متن لایحه تجدیدنظر یا نمونه متن لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری تنها زمانی مفید است که توسط وکیل متخصص و با توجه به ویژگی‌های پرونده تنظیم شود.
بدون تردید بهره‌گیری از تجربه و مهارت وکیل باتجربه‌ای مانند آقای رسول خیابانی می‌تواند سرنوشت یک پرونده کیفری را به‌طور کامل تغییر دهد.

اگر نیاز به تنظیم لایحه تجدیدنظر حرفه‌ای دارید، بهترین راهکار مشاوره با یک وکیل متخصص لایحه‌ نویسی است تا از حق خود به صورت کامل دفاع کنید.

پرسش های متداول

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری چیست؟

لایحه تجدیدنظرخواهی کیفری متنی است که وکیل یا محکوم‌علیه برای اعتراض به رأی دادگاه کیفری تنظیم می‌کند و در آن دلایل نقض رأی و ایرادات قانونی مطرح می‌شود.

برای اغلب آرای کیفری، مهلت تجدیدنظرخواهی ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رأی است؛ برای افراد مقیم خارج از کشور این مهلت دو ماه می‌باشد.

دلایل مانند کافی نبودن ادله، ابهام در نظریه پزشکی قانونی، شهادت متعارض، اشتباه قاضی، عدم احراز عمد، و نقض اصول آیین دادرسی می‌تواند موجب نقض رأی و صدور برائت در مرحله تجدیدنظر گردد.

برای ارتباط با وکیل از دکمه مقابل استفاد کنید

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.